تبليغاتX
آیینه سایت نشریه بیداری - خدا و مرگ

خدا و مرگ

علوم پزشکی و بیولوژی پیشرفته از آغاز ماجرای آمیختگی نطفه مرد و زن تا زایش و در نهایت مردنه انسان را روشن کرده است. در بعضی ممالک به دلایل گوناگون از جمله عدم رعایت بهداشت، تغذیه بد و مشکلات ویژه مانند بیماریهای بومی، با متوسط عمر کمتری زندگی می کنند و می میرند و در عوض در ممالکی نیز به دلیل رعایت بهداشت و تغذیه خوب و کنترل سلامتی و مبارزه با امراض، مرگ و میرهای آنچنانی و زودرس از بین رفته و متوسط عمر مردمانش بالاتر از دیگران گردیده است. این ها همه ثمرات تلاش و کوشش خود انسان است که تا حدود زیادی جریان مرگ را به اختیار خود درآورده است. و باید گفت:

ای انسان، خدا تو را خلق نکرده است که بعد هم تو را بکشد و بمیراند. اگر تو در میانسالی و یا در دوران پیری بطور غیر عادی بمیری، طبیعی نیست، اگر در کودکی می میری به خاطر آنست که والدین تو رعایت بهداشت و سلامت ترا نکرده اند. بخاطر آنست که ژن منتقل شده از آنها و یا نیاکانت بیماری ویژه ای داشته که در بدن تو ظهور کرده است، بخاطر آنست که پدر و مادرت مراقبت و دقت لازم را در مورد نگهداری و حفاظت جان تو انجام نداده اند و...  و اگر در میانسالی می میری برای آنست که بدن تو دچار عارضه ای شده که تو و اطرافیانت قادر به برطرف کردن آن عارضه نبوده اید، و به احتمال بسیار اگر در یک کشور پیشرفته و مترقی و غنی زندگی می کردی علم پزشکی پیشرفته تر، ترا سلامتی می بخشید و از فوت شدنت در عنفوان جوانی یا میانسالی جلوگیری می کرد. در این میان خدا هیچ نقشی و هیچ نفعی در زنده و یا مرده بودن تو ندارد. مگر ممکن است حقایقی به این سادگی و روشنی، از دید انسان ها و بویِژه انسان های تحصیل کرده و خردمند پنهان مانده باشد که مرگ انسان را بدست خدا میدانند و به آن باور دارند.

البته در گذشته های دور مردمان به این دروغ ها باور نداشتند و یا پیرو عقاید گوناگونی بودند که با آمدن ادیان ابراهیمی و توحیدی از این گونه داستان ها زیاد شد و نسبت دادن بسیاری از دروغ ها به خدا فراوان گردید و در نتیجه مردمان را گیج و گمراه کردند مگر در همین سده های نزدیک ابن مقفع و ابن راوندی و خوارزمی و رای و ناصر خسرو و ابن سینا و خیام و صدها و هزاران خردمند دیگر هر یک به زبانی یا به شیوه ای در بدترین شرایط نگفتند و بر ملا نکردند که این سخنان همه یاوه و بیهوده است، پس چرا هنوز بسیاری از انسان ها حتا درس خوانده ها و دانشگاه دیده هایمان گیج و گمراه بدنبال حرف غیر منطقی آخوندها دست به سینه می شوند و از رجوع کردن به خرد و مغز خود کوتاهی می کنند. آیا این تقصیر ملا و آخوند شیاد است و یا آنها که باید کمی فکر خود را بکار بیندازند و نمی اندازند.     

+ نوشته شده توسط بیدار در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 2:32 |